هوالعشق
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() السلام علیک یا غریب الغربا ، السلام علیک یا شمس الشموس و سلام مولای من...... هزاران هزار گل عشق را در زورق جانم با روبان شیفتگی و شیدایی تزئین می کنم ونثار وجود قابل تقدس و نازنینت.... ![]() عزیز دل ، مالک جان ...... دلنوشته برای تو یعنی اینکه ، قلم عشقم با مرکب ارادت معطر به نام مقدست شده و روی برگ ، برگ ، دفتر دلم بلغزد و واژه واژه مهربانی را نثارت کند ...... ![]() ![]() صاحب سرزمین طوس ...... هربار که آمدم حرمت و به ستونهای محکم عاشقانه ات تکیه زدم ، نگاه پرخواهشم را ملتمسانه و غمگنانه به شبکه های ضریح مهربانیت دوختم ، مروارید اشک اشتیاق را برگونه های بی تاب و بیقرارم جاری ساختم و کبوتر راه گم کرده دلم را بدنبال کبوتران ره یافته بارگاهت روانه کردم ... خواستم سند دلم را بنامت بزنم اما .....فرصت نشد !!! ![]() محبوب من ..... هربار که بغض سنگین نیاز، تارهای حنجره ام را مرتعش ساخت ، زمزمه های دلدادگی سرداده نوای یا رضا را ساز کرد ، هر بار که ضرب عشق بر ضربان دل و قلبم زد و چشمانم به باران دلتنگی نشست .... خواستم خانه دلم فقط و فقط از آن تو باشد افسوس ..... فرصت نشد !!! ![]() ای ریسمان باورهای حقیقت ..... هربار که دلتنگ دلتنگ شدم ، ابرغم مهمان چشمانم شد و بارش را آغاز نمود ،در غریبستان دلم هوای تو را کردم . پنجره دل تاریکم را به سمت قبه و بارگاه ملکوتی و روح افزایت ، به سمت نورانیت تو که غریب آشنایی گشودم ، روشنایی حرمت و نسیم دل آویز و آرام بخش محبتت روحم را نوازش داد ، فضای آلوده درونم را با هوای معنوی و دل انگیزت پاک کردم ، خواستم آلوده اش نسازم اما دنیا نگذاشت و بازهم ......فرصت نشد !!! ![]() تمامیت عشق و صفا ..... خواستم درکهکشان عشقت ، ستاره های فروزان معرفتت را بچینم و سبد وجودم را ازگلواژه های ایمان پرکنم و درونم را با چلچراغ نام و یادت چراغانی کنم .. اما ......... فرصت نشد !!! ![]() و اینک نازنین ... در آستانه سالروز ولادت خجسته و مبارکت پرستوی دلم میل پرواز به رواق ملکوتی ات را دارد ...
آیا مسیر رسیدن به خودت را .... نشانم می دهی ؟؟ ![]() می خواهم خاک محضرت را طوطیای چشمان ناقابلم کنم و در حریم خلوتت مستانه ، زمزمه شورانگیز عاشقی و رهایی را سر دهم .. آیا مولای من ...چراغ راهم .... می شوی ؟؟ ![]() می خواهم خویش را به پنجره پولاد مهربانی و مروتت بیاویزم و بند دل شکسته ام را گره بزنم به صداقت و بزرگی و شرافتت و عقیق سرخ نیایش را تقدیمت کنم . آهوی سرگشته کوچه های غربت و دلدادگی ام .... آیا ضمانت دلم را ..........می پذیری ؟؟ ![]() مالک قلبم ... آیا قفل قلبم را با کلید شفاعت و مهربانیت می گشایی ؟؟
آیا رخصت می دهی در حالی که دل به تو سپردم گره محبتم به تو را پاره کنم و دوباره پیوند بزنم ، شاید به تو نزدیکتر شوم .. آیا می خوانی و می پذیری ام ؟؟ و آیا اینبار فرصت می شود ؟؟؟ انشاءالله
تصاویر قدیمی از حرم مطهر حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام)
: یاس |
پنج شنبه 86 آذر 1 ساعت 12:58 عصر
|
|
||
نفسی لک الفداءیا مولای ( حرف دل)
|
لیست کل یادداشت های این وبلاگ
|